آموزشگاه زبان های خارجی مهاجران

در این مقاله به شما خواهیم گفت اهمیت کتاب و کتابخوانی در چیست؟ و ادبیات چه کمکی به ما می کند؟

واقعیت این است که ما کتاب نمی خوانیم که صحبت کردن و یا جواب هایمان به مسائل با دیگران متفاوت باشد، بلکه کتاب می خوانیم تا زندگی و همچنین چیزی که از زندگی دریافت می کنیم با دیگرانی که مطالعه ندارند متفاوت باشد.

زمانی که یک کتاب خوب می‌خوانیم تک تک جملات در ناخودآگاه ما باقی می‌مانند، فقط کافی است کمی به آن فکر کنیم و خودمان را در آن موقعیت قرار دهیم. کتاب خوب به ما یاد می‌دهد در زندگی چطور رفتار کنیم چطور بیندشیم و چطور خط فکری خودمان را پیدا کنیم و شکل بدهیم. کتاب خوب به ما اجازه می‌دهد به جای تمام زندگی‌هایی که نداشته‌ایم زندگی کنیم. به جای تمام تجربه‌هایی که نداشته‌ایم و به جای تمام تصمیم‌هایی که هنوز به سراغ‌مان نیامده‌اند فکر کنیم و از قبل جواب مناسب را بدانیم.

با مطالعه زیادتر کتاب‌های خوب ما هیچ‌وقت در زندگی واقعی غافلگیر نمی‌شویم! انگار همه چیز را از قبل می‌دانیم و یاد گرفته‌ایم که چطور رفتار کنیم. حفظ کردن جملات یا ادبی حرف زدن به ما هیچ کمکی نمی‌کنند! روح آدمی باید کتابی را ببلعد.

ادبیات و کتاب‌های خوب کارخانجات عظیم انسان سازی‌اند.

کتاب

بعد از کتاب خواندن ما هرگز آدم قبلی نخواهیم بود!

متوجه می‌شویم که واقعا چه چیزهایی در زندگی قابل اهمیت‌اند و چه چیزهایی بی‌ارزش‌تر از آن هستند که حتی به آن‌ها فکر کنیم. ما یاد می‌گیریم روی چه مسائلی متمرکز شویم و از کنار چه مسائلی عبور کنیم.

کتاب خوب همه ذهنیات ما را به هم می‌ریزد. از خراب شدن اعتقادات قدیمی خود نترسیم. کتاب خوب تزکیه نفس و فکر را به همراه دارد. به خودمان می‌آییم و می‌بینم سال‌ها تصور اشتباهی داشته‌ایم و دست به خودسازی و چیدن دوباره افکار و عقاید خود می‌زنیم. کتاب خوب همان میخ‌های دردناکی است که مرتاض روی آن‌ها می‌خوابد تا به قدرت ذهن برسد، مرتاض سال‌ها سختی می‌کشد و رنج می‌برد اما ما می‌توانیم در خانه‌مان راحت بنشینیم و از تجربیات او درس بگیریم! احساس آگاهی و دریافت بیشتر از محیط پیرامون بهترین حسی است که ادبیات فروتنانه در برابر ما گرفته است. البته که هرچه میزان دریافت ما از زندگی بیشتر می‌شود رنجمان نیز بیشتر است اما رنج آگاهی صد برابر بهتر از خوشی نا‌آگاهی است.

در دنیای امروز چیزی که بیشتر از هر موضوعی اهمیت دارد شخصی‌سازی است. همه سعی در شخصی‌سازی و درست کردن سبک و روش‌های شخصی برای زندگی‌شان هستند. چیزهایی که نشان دهد من با دیگری متفاوتم. من سبک و عقیده خودم را دارم. هیچ‌چیز به اندازه کتاب خوب خواندن ما را در شخصی‌سازی موفق نمی‌کند. ذهن ما قدرت پردازش و دریافت عمیقی پیدا می‌کند که ناخوداگاه سبک زندگی و عقاید ما را تحت شعاع قرار می‌دهد. این تغییر است که ما را از بقیه متفاوت می‌کند نه صرف بیان یک جمله از فلان نویسنده در فلان کتاب!

با خواندن کتاب‌های متفاوت ما با هر مسئله‌ای بارها از زوایای مختلف روبرو می‌شویم. مانند اینکه کسی نقشه فرار را روبروی ما گرفته باشد! تمامی راه‌ها و انتخاب‌ها برای ما روشن و واضح‌اند. ما بارها در قالب شخصیت‌های متفاوت زندگی کرده‌ایم و تصمیم‌های مختلفی گرفته‌ایم. کم کم همان پیر خردمندی می‌شویم که در تمام داستان‌ها حسرتش را می‌خوردیم! حقیقت جالبی که در مورد اکثر انسان‌ها وجود دارد آرزوی زیستن چندباره و تجربه زندگی‌های متفاوت است، اما اکثر آن‌ها از این تجربه‌ای که به راحتی در اختیار آن‌ها گذاشته شده غافل‌اند! کتاب خوب! ماشین زمانی که همه، سال‌ها از آرزوی داشتنش دم می‌زنند همان ادبیات است! ما با مطالعه در زمان سفر می‌کنیم. (بسیار سفر باید تا پخته شود خامی…)

پس هر زمان دیگری که کسی از شما پرسید چرا کتاب می‌خوانی؟ بگویید چون می خواهم روح بزرگی داشته باشم و آنقدر انسان حریصی هستم که می‌خواهم به جای هزار نفر زندگی کنم.